یک حرف ...
ما زمان را دیدیم خسته در ثانیه ها ...... باز با خود گفتیم شب زیبایی هست ...... بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود ........ بیخودی حرص زدیم سهم مان کم نشود .............. ما خدا را با خود سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم ........... ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم ......... بیخودی داد زدیم که بگوییم توانا هستیم ..... بیخودی پرسیدیم حال همدیگر را ؛ که بگوییم محبت داریم ........ بیخودی ترسیدیم از بیان غم خود و تصور کردیم که شهامت داریم ......... ما حقیقت را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم ............. روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم از شما می پرسم ما که را گول زدیم ؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:29 توسط فرشاد
|
""یگانه بی همتا""