فصل تازه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تقدیم به تمامی حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس
+++
من و تو فصل تازه ای بودیم
که به آئینه تکیه می کردیم
مثل یک آسمان به غربت خویش
می نشستیم و گریه می کردیم
+++
هق هق بی بهانه من و تو
رنگ تصنیف آسمانی داشت
وسعت هر قنوت مان هر شب
رنگ هایی ز بی کرانی داشت
+++
آسمان زخمی مسلسل بود
بوی باروت و گاز می آمد
در حضور هزار دشنه گرم
عطر راز و نیاز می آمد
+++
گفته بودم ،... بیا که برگردیم
راه مان سنگسار خواهد شد
یاد من هست خوب می گفتی
آن طرف ها بهار خواهد شد
+++
صبح فردا که شد تو را دیدم
بی سر و پا که تا کجا رفتی
عطر خون تو در هوا پیچید
تکه تکه ز هم جدا رفتی
+++
بعد از آن این منم من تنها
خیره در قاب عکس مبهم تو
مست یک مشت خاطراتی سبز
مانده از هر حسین جانم تو

یاعلی
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:34 توسط فرشاد
|
""یگانه بی همتا""